نگاهي به تاريخچه جهاد دانشگاهي واحد تربيت معلم در زمينه تبيين انديشههاي امام خميني(ره)
جهاد دانشگاهي واحد تربيت معلم با توجه به رسالت فرهنگي خود در سطح جامعه دانشگاهي ، تاكنون طرحها و برنامههاي متعددي را در زمينه فرهنگي در دو حوزه منطقهاي و ملي به اجرا گذاشته است . يكي از محورهاي اصلي فعاليتهاي فرهنگي اين جهاد ، معرفي و تبيين انديشههاي حضرت امام خميني (ره) در سطح جامعه دانشگاهي است . موارد زير از جمله فعاليتهايي است كه اين جهاد در اين زمينه بدان نظرداشته است :
1) برگزاري كنگره بررسي انديشه و آثار تربيتي حضرت امام خميني(ره)
اين كنگره توسط جهاد دانشگاهي واحد تربيت معلم و با همكاري مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره) در تاريخ 11 الي 12 خردادماه 1373 در دانشگاه تربيتمعلم و به رياست حضرت آيت الله عبدالله جوادي آملي برگزار گرديد.
مراسم افتتاحيه اين كنگره ، با سخنان حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد احمد خميني درباره آراء تربيتيامام خميني آغاز گرديد.
در اين كنگره ، حضرت آيت الله عبدالله جوادي آملي ، رياست عالي كنگره و دكتر سيدكاظم اكرمي ، دبيري كنگره را بر عهده داشتند.
اعضاي كميته علمي كنگره نيز عبارت بودند از :
آيت الله عبدالله جوادي آملي ؛ آيت الله مصباح يزدي ؛ حجت الاسلام سيدمحمد باقر حجتي ؛ حجت الاسلام و المسلمين اعرافي ؛ دكتر حسن آموزگار ؛ دكتر غلامعلي افروز ؛ دكتر سيدكاظم اكرمي ؛ دكتر حاضري ؛ دكتر علي شريعتمداري ؛ آقايدكترحسيني سردري ؛ خانم دكتر دبيران ؛ خانم دكتر مصطفوي ؛ آقاي دكتر خائف الهي ؛ آقاي امينفر ؛ آقاي دكتر دراني ؛ آقاي دكتر قائمي ؛ آقاي دكتر كاردان ؛ آقاي دكتر ملكي ؛ خانم دكتر ماهروزاده ؛ آقاي صافي ؛ آقاي دكتر نادري ؛ آقاي دكتر نورانيپور
متن سخنان يادگار حضرت امام ، مرحوم حاج سيد احمد خميني در مراسم افتتاحيه کنگره بررسي آثار و انديشههاي تربيتي امام خميني (ره) در انتهاي اين گزارش قابل مشاهده است.
2) طرح ملّي سلسله مسابقات بزرگ كتابخواني دانشجويان ايران « آفتاب در آينه » ويژه انديشهشناسي حضرت امام خميني (ره)
اولين بار ايده برگزاري سلسله مسابقات کتابخواني دانشجويان ايران با محوريت بررسي آثار و انديشههاي حضرت امام خميني (ره) « آفتاب در آينه » در بهار سال 1384 محقق شد.
مقدمات و برنامه ريزي اولين دوره اين مسابقات از بهار سال 84 با تشکيل ستاد و کارگروههاي ويژه در دانشگاه تربيت معلم و تبادل نظر با استادان حوزه و دانشگاه و مشورت و رايزني با مسئولين مرکز فرهنگي دانشجويي امام و انقلاب اسلامي آغاز شد و طي جلسات متعدد و مختلف با حضور معاونت محترم موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني (ه) و کارشناسان اين موسسه کليات طرح مبني بر برگزاري به صورت سلسله مسابقات کتابخواني به صورت ترمي در دانشگاهها و نحوه اجرا مورد توافق قرار گرفت و دبيرخانه طرح از مهرماه کار خود را به صورت جدي با تشکيل 6 کميته تخصصي روابط عمومي ، فوق برنامه ، پشتيباني و تدارکات ، هنري ، برنامه ريزي و کميته اختتاميه آغاز نمود .
در اولين دور? اين مسابقات ، دو کتاب « خودباوري و خودباختگي ازديدگاه امام خميني (ره) » و « امام به روايت امام » انتخاب گرديد و دانشجويان دانشگاههاي سراسر كشور طي اين مسابقه با مطالع? اين دو کتاب ، با زندگي ، انديشه و شخصيت فرهنگي ، سياسي ، عرفاني و اجتماعي و همچنين با آراء و نظرات امام خميني (ره) و انديشه هاي ناب امام در زمينه خودباوري و خودكفايي و آگاهي از ضرورت توجّه به اين امر و تقويت مولفه هاي فرهنگي و اقتصادي و دستيابي و نيل به خودكفايي آشنا شدند .
در دومين دورة اين مسابقات كه در سال 1386 برگزار گرديد، دو كتاب« انتخابات در انديشه امام خمينى (ره) و« قيام عاشورا در كلام و پيام امام خميني (ره) » انتخاب گرديده و دانشجويان دانشگاههاي سراسر كشور طى اين مسابقه با مطالعة اين دو كتاب ، با انديشه هاي فرهنگى، سياسى و اجتماعى در زمينه انتخابات مجلس، ويژگي هاي يك نماينده اصلح ، جايگاه مجلس شوراي اسلامي در انديشه امام (ره)و ساختار نظام جمهوري اسلامي ايران ، و همچنين با آراء و نظرات امام خميني (ره) و انديشه هاي ناب امام در زمينه اهداف قيام عاشورا ، نتايج و آثار قيام ابا عبدا... الحسين (ع) ، بزرگداشت قيام عاشورا ، اهميت و نقش عزاداري در احياي اسلام و مكتب سيد الشهدا و... آشنا شدند.
سومين دورة آفتاب در آينه نيز از بهمنماه 1387 در دانشگاههاي سراسر كشور آغاز گرديد.
در سومين دورة "آفتاب در آينه" ، كتاب «آيين انقلاب اسلامي» (جلد اول) كه گزيدهاي است از انديشهها و آراي امام خمينى (ره) ، با رايزنيهاي اتخاذ شده با موسسة تنظيم و نشر آثار امام خمينى (ره) انتخاب گرديده و دانشجويان طى اين مسابقه با مطالعة اين كتاب ، با عصاره انديشههاي امام در زمينه توحيد ، معاد ، نبوت ، دين مبين اسلام ، امامت و تشيع ، و علل و زمينههاي انقلاب اسلامي آشنا ميشوند.
رويكرد طرح آفتاب در آينه ، در دوره اول و دوم كه طي سالهاي اخير برگزار گرديد، رويكرد «كتابخواني» بوده است. پس از بررسيهاي مورد نياز و دريافت بازخوردهاي دو دوره قبلي ، در دوره سوم مقرر گرديد تغييراتي در نحوه اجراي اين طرح به عمل آيد. به گونهاي كه در اين دوره، علاوه بر محور كتابخواني ، «محور انديشهورزي» نيز در اين مسابقه گنجانده شد.
بر اين اساس ، در دوره سوم ، اين طرح در دو محور «كتابخواني» و«انديشهورزي» برگزار گرديد كه در محور كتابخواني ، دانشجويان پس از مطالعه كتاب ، به سؤالات تستي و تشريحي پاسخ ميدادند و در «محور انديشهورزي» نيز تلاش گرديد دانشجويان با انديشههاي حضرت امام آشنايي عميقتري پيدا كنند. بدين صورت كه با مطالعه عميق پيامهاي حضرت امام خميني(ره) در كتاب آيين انقلاب اسلامي(جلد اول) ، دريافت خود را از حداقل پنج پيام حضرت امام بيان دارند.
در اين دوره ، موسسة تنظيم و نشر آثار امام خمينى (ره) ، مركز فرهنگى دانشجويى امام (ره) و انقلاب اسلامى ، دانشگاه پيام نور و معاونت فرهنگى جهادهاى دانشگاهى سراسركشور ، ياريگر معاونت فرهنگي جهاد دانشگاهي واحد تربيت معلم در اجراي اين طرح هستند.
مراسم اختتاميه سومين دوره آفتاب در آينه ، به ياري خداوند متعال ، در پاييز سال 1388 در تهران برگزار خواهد شد.
3) طرح همراه با ياران امام و انقلاب اسلامي (سلسله ديدارها ، گفتگوها و مصاحبههايي در حوزه انديشهشناسي حضرت امام خميني(ره))
معاونت فرهنگي جهاد دانشگاهي واحد تربيت معلم در نظر دارد به منظور تبيين انديشههاي حضرت امام خميني (ره) براي دانشجويان و نسلهاي پس از انقلاب اسلامي و آشنايي آنها با سيره حضرت امام ، و ايجاد شور و نشاط فرهنگي در ميان دانشجويان ، « طرح همراه با ياران امام و انقلاب اسلامي» را در قالب سلسله ديدارها و گفتگوهايي با ياران حضرت امام و صاحبنظران در حوزه انديشهشناسي حضرت امام (ره) برگزار نمايد.
يكي از شيوههاي دستيابي به آراء و انديشههاي حضرت امام ، آثار مكتوب و مجموعه پيامها و سخنرانيهاي ايشان ميباشد. در كنار آثار و گفتار امام ، زندگي و سيره آن بزرگمرد نيز مطمئناً سرشار از نكتهها و ظرايفي است كه كمك بسياري در شناساندن و تبيين انديشههاي حضرت امام به جوانان و آحاد جامعه خواهد كرد.
در اين راستا ، ياران و همراهان امام ، بهترين سند زنده و شفاهي هستند كه ميتوانند در ايفاي اين رسالت ياري نمايند. در كنار اين عزيزان ، صاحبنظران و كساني كه عمر خود را در خدمت به انقلاب اسلامي و جامعه اسلامي وقف كردهاند نيز ميتوانند راهگشا باشند.
ياران و آشنايان با افكار حضرت امام ، با توجه به اين كه در فضاي امروز جامعه حضور دارند ، ميتوانند از زاويه نگاه امام ، آسيبها و نقاط قوت فرهنگي ، اجتماعي ، اقتصادي و سياسي در زمان حاضر را تبيين و تشريح نمايند. از طرفي با توجه به اين كه حضرت امام به لحاظ سياسي و حزبي در طيف خاصي قرار نداشتند، بالطبع ياران و همراهان ايشان نيز در طيفبنديهاي سياسي مختلف داخل نظام قرار دارند و نظرات و ديدگاههاي آنها نيز ميتواند مورد وثوق مسؤولين و آحاد جامعه قرار گيرد.
در اين طرح ، دانشجويان در گروههاي مختلف ، با ياران حضرت امام ديدار خواهند كرد و از نزديك به گفتگو با ايشان به گفتگو خواهند پرداخت.
اين طرح در طول برگزاري كنگره اجرا خواهد شد و گزارش و نتايج اين ديدارها به طرق مناسبي و از جمله در قالب چاپ كتاب، و مجموعههاي قابل دسترس، مستندسازي و اطلاعرساني خواهد شد.
اهداف طرح
· طرح روز آمد انديشههاي امام خميني (ره) و پاسخ به نيازهاي دانشجويان و دانشگاهيان با توجه به عنصر زمان و مکان
· آشنايي نسل جوان دانشگاهي با زندگي ، آثار و انديشه هاي حضرت امام خميني (ره) و مجاهدتهاي ايشان
· ترويج و تبليغ آراء و انديشه هاي حضرت امام (ره ) در بين دانشجويان و زنده نگه داشتن ياد و طريقت امام خميني (ره)
· افزايش مشاركت دانشجويان در تبيين انديشههاي حضرت امام خميني (ره)
· آسيبشناسي فرهنگي ، اجتماعي ، اقتصادي و سياسي جامعه امروز توسط ياران امام از زاويه نگاه امام
· مكتوب و مستندسازي ادبيات شفاهي مربوط به سيره حضرت امام كه در نزد ياران امام وجود دارد.
4) برگزاري كارگاهها و دوره هاي آموزشي و تخصصي انديشه شناسي فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي حضرت امام خميني (ره)
************
متن کامل سخنان حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد احمد خميني درباره آراء تربيتي امام خميني که در تاريخ 11/3/73 در مراسم افتتاحيه کنگره بررسي آثار و انديشههاي تربيتي امام خميني در دانشگاه تربيت معلم ايراد گرديد.
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدالله، والصلوة والسلام علي رسوله و امين وحيه والسلام عليکم و رحمة الله از اينکه ميبينيم بعداز گذشت چند سال از رحلتحضرت امام و با وجود آنهمه مشکلات و تنگناها و آنهمه تبليغات سؤ شبانه روزي که براي مخدوش کردن چهره انقلاب و امام از سوي دشمنان اسلام انجام ميشود باز جامعه اسلامي به هدفها و آرمانها و ارزشهايي که حضرت امام بيانگر آنها بوده، کاملا وفادار مانده و نه تنها وفادار مانده بلکه روز به روز براي دريافتحقايقي بيشتر از زندگي و پيام واقعي او در زمينههاي مختلف و فهم رمز و راز موفقيت او شيفته تر ميشود، مطمئن ميشويم که در کار اين انقلاب الهي مسائلي فراتر از عوامل مادي و تحليلهاي عادي دخيلند. من علت اين رويکرد رو به فزوني جامعه اسلامي و حتي توجه رو به توسعه افکار عمومي برخي از ملل غير اسلامي به سوي آراء و انديشه امام را در صدق نيت و خلوص باطن و نفس مهذب امام ميدانم، او پيش از همه چيز به اين توصيه و تذکر اخلاقي عمل کرده بود که مکرر ميفرمود: "سعي کنيد رابطه بين خود و خداي خويش را اصلاح کنيد که اگر اينچنين شود بقيه امور، هرچند سخت و دشوار همه اصلاح خواهد شد".
طبعا در اين گردهمائي ها، اساتيد محترم و اهل علم و فضل بحثهاي تخصصي و فني خودشان را در رابطه با تعليم و تربيت از ديدگاه امام مطرح خواهند کرد. آنچه که من در اين فرصت کوتاه لازم ميدانم، يادآوري چند نکته است:
از تورق اجمالي دفترهايي که تهيه شده و حاوي مواضع و آراء تربيتي امام بود در مييابيم افرادي که اين مطالب را از آثار امام استخراج کردهاند با مباحث تربيتي کاملا آشنا بودهاند و انصافا کار قابل تقديري شده و اين جزوهها ميتواند مواد و مبناي خوبي براي دريافت آراء تربيتي حضرت امام باشد. اما به يک نکته خيلي مهم بايد بيشتر توجه کرد و آن اينکه شما ميدانيد سنت که يکي از ارکان منابع فقه است منحصر به "قول" نيستبلکه قول و فعل و تقرير پيامبر اکرم (ص) هر سه راهنماي عمل و مبناي استنباط احکامند. بدون آنکه بخواهم تشبيهي کرده باشم وقتي که ما معتقديم که آراء و نظريات و مواضع امام خميني به عنوان يکي از پيروان و معتقدان واقعي پيامبر اکرم بيانگر اسلام ناب بوده - که همين گردهماييها نشانه چنين باوري است - و اگر معتقديم که تضمين و تداوم نهضت فرهنگي و سياسياي که امام خميني ايجاد کرده در گرو پيمودن راه آن حضرت است علاوه بر شناخت آراء و انديشه ايشان از لابلاي نوشتهها و گفتههاي او بايد به سيره عملي و نحوه رفتار و عملکردهاي او نيز با همان دقت توجه و مراجعه کنيم.
به نظر من آنقدر نکات آموزنده و تربيتياي که در مشي عملي و رفتارهاي سياسي، عبادي، اجتماعي، و خانوادگي حضرت امام وجود دارد که ما را به هدفهاي تربيتي مورد نظر امام و فهم شيوههاي تربيتي او راهنمائي ميکند بمراتب بيشتر و مؤثرتر از آنچيزي است که در گفتهها و نوشتههاي ايشان هست. و اين موضوع تنها مربوط به تعليم و تربيت نميشود. سال گذشته نيز کنگره ي جهت گيريهاي اقتصادي امام برگزار شده بود و بحثهاي اقتصادي امام را از کتابها و پيامها و سخنرانيهاي ايشان استخراج کرده بودند ولي کمتر به مشي عملي امام در برخورد با مسائل اقتصادي و جهت گيري عملي ايشان در زندگي و در احکام فقهي اقتصادي و رفتارهاي ايشان توجه شده بود. خوشبختانه در اين کنگره به اين نياز توجه شده و يکي از مجموعه هايي که تهيه کردهاند خاطرات مربوط به جنبههاي عملي امام ميباشد ولي باز فکر ميکنم حق مطلب ادا نشده است. به نظر من زماني ما ميتوانيم بگوئيم حضرت امام فلان موضوع را هدف اصلي تربيت ميداند و فلان شيوه را شيوه صحيح تربيتي ميداند که علاوه بر استناد به گفتهها و نوشته ها، به نوع زندگي امام و رفتارهاي عملي تربيتي او و تاثير آن هدفها و شيوهها در متن زندگاني او نيز استناد شود. شايد در مقام سخن و نوشته، بسياري از مباحث تربيتي امام همان مسائلي باشد که ديگر مکاتب نيز بدان تاکيد دارند، مثلا توجه به تربيت پذيري کودک در مقايسه با سنين بالاتر، يا تقدم پرورش بر آموزش و مسائلي از اين قبيل ولي وقتي که به جامعيتشخصيت و انسجام فکري کسي که اين مطالب را عنوان ميکند توجه کنيم و بخصوص در ميزان باور داشت و تاثير اين امور در متن زندگي او عميق بنگريم در مييابيم که تفاوتها بسيار است. من فقط اشاره ميکنم به اهميت و نقش نيتبه عنوان يک رکن مهم در بسياري از عبادات که امري دروني و قلبي است. اينکه فرموده اند: "ضربة علي يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين" با معيارهاي مادي قابل قبول و توجيه نيست. و حقيقت را بايد در خداشناسي امام علي عليه السلام و نفس پاک و منزه، و نيتخالص آن انسان کامل جستجو کرد. و اين مقوله همان وجه امتياز مکتب تربيتي اسلام با ديگر مکاتب است.
به ديگر سخن، فهم کامل مباني تعليم و تربيت اسلامي و هدفها و شيوههاي آن زماني امکان پذير است که ما به مجموعه نظام فکري، عقيدتي و اصول جهان بيني اسلام توجه داشته باشيم.
تخصصي شدن علوم انساني و ديگر رشتههاي علمي که از نيازهاي عصر حاکميت ماشين و تکنولوژي سرچشمه ميگيرد با همه مزايا و پيشرفتهايي که داشته و دارد يک آفت اساسي نيز بهمراه دارد و آن مورد غفلت واقع شدن ارتباط واقعي اشياء و پديده ها، و به تبع آن ارتباط واقعي اجزاء دريافتهاي فکري و انديشه آدمي با حقايق خارجي است.
تربيت از ديدگاه امام متضرع بر انسان شناسي است که آن نيز خود متضرع بر هستي شناسي و خداشناسي و به اصطلاح جهان بيني توحيدي است. ممکن است در پارهاي موارد شيوههاي تربيتيکسان باشند اما هدفها متفاوت، حتي ممکن است هدفها در يک ارزيابي تخصصي نيز به ظاهر مشابه باشند اما ديدگاهي که اين هدفها از آنجا منبعثشده کاملا متفاوت و حتي رو در رو باشند.
پس آنچه که در بحث از مکتب تربيتي امام که همان تربيت اسلامي است، عمده و اساسي ميباشد توجه به مباني فکري و فلسفي و عرفانياي است که پشتوانه و منشا واقعي آن آراء تربيتي شده است.
البته منظور آن نيست که بجاي پرداختن به مباحث تعليم و تربيت، مسائل فلسفي و عرفاني را مورد بحث قرار دهيم بلکه منظور آن است که بيتوجهي نسبتبه ارتباط غيرقابل تفکيک انديشه و آراء تربيتي با اصول فکري و اعتقادي و جهان بيني فرد است که ما را دچار همان آفتي ميکند که اشاره کردم.
توجه به اين مقولهها که: حقيقت هستي چيست، جايگاه دنيا و طبيعت در عالم هستي کجاست؟ آيا حاق وجود و هستي متکثر استيا واحد؟ انسان در چه جايگاهي از عالم هستي قرار دارد؟ آيا انسان در تماميت آن و در حقيقتخويش، موجودي مادي است؟ الهي است؟ ارتباط انسان با ديگر پديدهها و با اصل هستي چگونه است؟ رابطه انسان با خالق چيست؟ آيا حرکت جوهري انسان مرز دارد يا نه؟ و مرزهاي آن تا کجاست؟ توجه به اين مقولهها و پاسخهايي که به اين پرسشها داده ميشود راهگشاي ما در دريافت اساس مکتب تربيتياي است که امام به آن معتقد بود.
وگرنه اگر قرار باشد ما قبل از توجه به اين مباحث و رسيدن به تعاريف مشترک و پاسخهاي مشترک نسبتبه پرسشهاي مذکور، به صورت مجرد بحث تعليم و تربيت را از نظر يک مکتب و يا يک فرد به ارزيابي بنشينيم راه به جايي نخواهيم برد.
منظور آن است که وقتي به بيان هدفهاي تربيتي و يا شيوههاي تربيت ميپردازيم همان جا به رابطه اين شيوهها با هدفها و ارتباط هدفها با جهان بيني فرد نيز عنايت داشته باشيم.
به نظر من علت اينکه عليرغم نکات پرورشي و تربيتي فراواني که در مجموعه کتابهاي درسي و بخصوص دروس ديني دورههاي مختلف آموزشي ما وجود دارد باز شاهد اثرگذاري ناچيز اينها هستيم همين است که ديگر عناوين کتابهاي درسي و بخصوص مسائل مربوط به علوم طبيعي و پايه، تابع يک نظام فکري مشخص و واحد، تنظيم و تدوين نشده اند. علت اين است که بين نوع انديشهاي که علوم طبيعي در دانش آموز پديد ميآورد و نيازهايي که اين علوم از انسان برآورده ميکنند و نوع شخصيتي که تعليم اين علوم به افراد ميدهد، بين اينها با مباحث ديني، عقيدتي و تربيتي ارتباط منطقي منسجمي برقرار نشده است. درحاليکه در بينش اسلام "تربيت انسان" که به گفته حضرت امام اساسي ترين کار انبياء بوده است و هدايت انسان که فلسفه بعثت رسولان و انزال وحي و کتب آسماني بوده است هرگز يک مقوله ي در عرض ديگر نيازهاي آدمي نيست که اختصاص به اوقاتي خاص داشته باشد بلکه تربيت و هدايت صحيح بستر انسان شدن آدمي است. تربيت صحيح است که استعدادهاي واقعي انسان را در همه ابعاد شکوفا ميسازد و به فعليت ميرساند. تربيت است که تمدن واقعي ميآفريند.
اگر جامعهاي در مسائل اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي خويش و بطور کلي در نظام معيشتي خويش تابع اصول و ارزشها و بينشهاي غير ديني و غير وحياني باشد و دچار التقاط در جهان بيني و وام گرفتن در انديشه از اين و آن بشود، ارائه و تفهيم عاليترين مطالب تربيتي نيز نميتواند آنچنان تمدني بيافريند.
علت موفقيت امام در پيشبرد نهضت و پيروزي انقلاب و علت اينکه يک نفر و يک نفس آنهمه تاثير در تحولات فرهنگي و اجتماعي ملت ايران و حتي بسياري از جوامع اسلامي داشته و اين تاثيرگذاري روز بروز نيز افزون ميشود همين حقيقت است که او در رفتارش، گفتارش، در درس و بحث و زعامت ديني و قيام و انقلابش و در جهت گيريهاي اقتصادي اش و در نوع مديريتسياسي اش و نوع حکومت انتخابي اش تابع يک نظام عقيدتي و فکري واحد و به هم پيوسته بود.
من وارد اين مقوله که آيا اصول اخلاقي و ارزشهاي اخلاقي و تربيتي ارتباط منطقي با مباني فلسفي و جهان بينيها دارند يا نه نميشوم ولي انکار اين مطلب که: نوعي ارتباط تنگاتنگ و متناسب و همسنخ بين مقولههاي ارزشي و تربيتي با مباني هستي شناسي و انسان شناسي مکتبها وجود دارد در حقيقت انکار يک امر بديهي است.
اگر بنا باشد جامعهاي در هنگام بحث از توسعه صنعتي که اصول و مباني و فرهنگ حاکم بر ممالک پيشرفته غربي را که به نحوي عميق و پيچيده با نوع صنايع موجود و نيازهاي مصرفي القاء شده آنها عجين شده است را بپذيرد يا حداقل تضاد اين اصول و مباني و فرهنگ را با واقعيتهاي فرهنگي و مکتب مورد اعتقاد و جهان بيني مردمش ناديده بگيرد ولي در مقام بحث از مسائل ارزشي و اخلاقي و اعتقادي به فرهنگ و مکتب خودي روي آورد و همين طور اگر بنا باشد در ساير مسائل اقتصادي و سياسي و اجتماعي نيز دچار اين دوگانگي شود نه تنها به توسعه واقعي نميرسد بلکه با وارد ساختن عناصري از فرهنگ ماشيني حاکم بر جوامع غربي بر مشکلات اقتصادي و صنعتي خود نيز افزوده است.
پس اگر بر اين باوريم که مشي تربيتي امام شيوهاي موفق بوده و ميتواند راهگشاي جامعه در حرکتبه سوي تعالي باشد همواره بايد اين نکته را نيز متذکر شويم که مباحث تربيتي امام در يک نظام بينشي و ارزشي معين و به هم پيوسته است که معنا و توفيق مييابد.
و پس از توجه به اين نکته مهم است که ميتوان گفت:
همه کسانيکه با زندگي و سير نهضتحضرت امام آشنايي دارند بر اين نکته واقفند که امام پيش از آنکه سياستمداري قاطع و انقلابي باشد و پيش از آنکه به عنوان مرجعي عام زعامت دين و مرجعيت را معنايي تازه بخشد يک مربي بزرگ و معلمي نمونه بود که توانستبا دريافتي عميق از اصول اخلاقي و مباني تعليم و تربيت الهي، هم خويشتن را در ميدان سخت مجاهده با نفس و تزکيه دائمي بيازمايد و مراحل مختلف آن را در عاليترين سطوح طي کند و هم به تربيت و تعليم نسلي همت گمارد که بار اصلي نهضت و انقلاب اسلامي را بر دوش خواهند کشيد.
آنها که در پي يافتن رمز موفقيتها و استواري حضرت امام هستند بايد قبل از هر چيز به نوع تربيت و آموزشي که بر ايام کودکي و دوران نوجواني و جواني ايشان حاکم بوده توجه کنند. حضرت امام در مراحل جواني دستبه کار تاليف کتابهايي همچون شرح دعاي سحر، مصباح الهدايه و سرالصلوة و آداب الصلوة ميشوند که مفاهيم عميق عرفاني اسلامي را در زمان غربت اين رشته از معارف الهي به تحرير کشيده است.
نکات اخلاقي مبتني بر مباني عرفاني و تربيتي که در شرح چهل حديث و تفسير سوره حمد و سخنرانيهاي اخلاقي امام نهفته استحاکي از آن است که در نظرگاه امام هرگونه حرکتسياسي و اجتماعي بدون توجه به تربيت و تعليم آحاد جامعه انساني، تلاشي عقيم و بينتيجه است.
از بررسي مجموعه بيانات و نوشتههاي امام در زمينه تعليم و تربيتبخوبي در مييابيم که در ديدگاه آن حضرت اساسا علم آموزي، با همه شرافتي که دارد و آموزش رشتههاي مختلف علوم، از علوم کاربردي و فني و تکنيکي گرفته تا علوم نظري و پايه و حتي علوم و معارف الهي و به گفته خود امام: حتي "علم اخلاق و توحيد" نيز اگر توام با تربيت صحيح و تزکيه نفس نباشد بعنوان ابزاري در خدمت قدرتمندان بکار گرفته خواهد شد و نتيجه، همان رنج و ستمهايي ميشود که امروز در جوامع صنعتي و سرمايه داري - و تا ديروز - در جوامع کمونيستي شاهد آن بوده و هستيم.
چرا در مقابل اينهمه جنايت فجيع و ستمها و خيانتهايي که در اقصي نقاط عالم، در بوسني، سومالي، رواندا و فلسطين پيش چشم جهانيان انجام شد مدعيان پيشرفت و تمدن و صاحبان قدرت سکوت کرده و خود حامي و باني اين فجايع بودند؟ براي اينکه انسانهاي غير مهذب سرنوشت اين جوامع را بدست دارند. افکار عمومي غرب بوسيله کساني اداره و هدايت ميشود که از تربيت الهي و ارزشهاي متعالي مکاتب انبياء بهرهاي نبردهاند و جز به قدرت و ثروت نميانديشند.
حضرت امام قدرت متکي بر تسليحات مدرن و پيشرفتهاي تکنولوژيک که در اختيار انسانهاي غير مهذب قرار گرفته را به شاخ گاوي وحشي تشبيه ميکنند که ثمرهاي جز نابودي و خرابي در پي نخواهد داشت.
تکيه بر دين زدايي و اومانيسم و اصالت انسان و ماده گرايي در مقابل انديشه خدا باوري که بعداز عصر رنسانس بر جهان غرب و مناطق تحتسلطه آنها سايه افکنده است هيچ کمکي به حل مشکلات اساسي جامعه انساني نکرده و ميبينيم که هر روز بر دامنه کشمکشها و رنجهاي دروني و رواني اين جوامع افزوده ميشود. تا زمانيکه اعتقاد به خدا و تربيت الهي بر رفتارها و روابط انساني و جوامع بشري حاکم نگردد جامعه انساني روي سعادت را نخواهد ديد و رنجها ادامه خواهد يافت.
ما در جريان پيروزي باور نکردني انقلاب اسلامي و نهضت امام بر قدرتمندترين حکومتهاي وابسته به غرب و آمريکا در ايران و در جريان ايستادگي افتخارانگيز ملتمان در برابر بسياري از قدرتهاي جهاني در طول دوران پس از پيروزي اين نکته را بخوبي از امام آموخته ايم که راز موفقيت و اساس کار امام، توجه به تربيت صحيح نسلي است که ميبايد مسئوليت تحولات را برعهده بگيرد.
اصلاح مشکلات اساسي جامعه، نيل به رفاه و کوشش براي توسعه اقتصادي و صنعتي و تعالي فرهنگ کشور و رسيدن به خودکفايي استقلال واقعي درهمه زمينهها جز با پرورش انسانهايي مهذب و کارآزموده امکان پذير نيست. و اينجاست که توجه به نقش تربيت در مراحل مختلف رشد شخصيت انسان و دريافت اهداف و مباني و روشهاي تربيت صحيح و اسلامي کليد حل معضلات است.
انقلاب اسلامي و نهضتي که امام بنيان نهاده است تنها با همان هدفها و روشهايي قابل تداوم است که امام به مدد آن خيل انسانها را به ميدان پذيرش مسئوليت کشيد. نمونه عيني موفقيت اين روشها را در جريان دفاع مقدس شاهد بوده ايم. براستي آيا قدرت تسليحاتي برتر، يا حمايت تسليحاتي و اقتصادي و تبليغاتي خارجي و عواملي از اين قبيل مايه آنهمه افتخار و پيروزي انقلاب شدند يا ايمان انسانهايي که در مسير تربيت الهي قرار گرفتند و براي ارزشهايي جانبازي کردند که دنياي ماده گراي امروز از آن بيگانه است. نظرگاه تربيتي امام مبتني بر همان انديشه قرآني است که خداي تبارک و تعالي پس از هفتسوگند آشکار به مظاهر عظيم طبيعت و نفس انساني با صراحت و قاطعيت ميفرمايد: "قد افلح من زکيها و قد خاب من دسيها. رستگاري انسان و جوامع انساني تنها از يک معبر قابل دستيابي است و آن تزکيه و تربيت نفوس انساني است و وراي آن، جز گردابي از سرگرداني و بحران اجتماعي و خسران دائمي چيز ديگري نيست.
امام بارها ميفرمودند که: "عالم محضر خدا است". اينگونه خدا باوري و جهانبيني است که ميتواند انسانهايي آنچناني تربيت کند و تا اين باورهاي اساسي عموميت نيابد، سعادت و آرامش حقيقي و تمدن واقعي دست نيافتني باقي خواهند ماند.
نکته ديگري که لازم است اشاره کنم اين است که در برگزاري کنگرهها و سمينارها و کنفرانسها اگر صرفا به ابعاد ظاهري و تبليغاتي توجه شود و از تلاش و پرداختن واقعي به ابعاد علمي و محتوائي مقوله هائي که بحث آن را به گردهمايي سپرده ايم غافل بشويم نه تنها چيزي را به دست نياورده ايم بلکه راه را براي انديشمنداني که درصدد تبيين اين مباحث هستند نيز دشوار ساخته ايم، بايد همه همت و تلاشمان آن باشد که کار علمي شايسته ارائه و انجام بدهيم، سعي مان اين باشد که مجموعه هدفها و روشهاي تربيتي را که امام در طول دوران عمر خويش چه در تاليفات و پيامها و چه در سخنرانيها و مصاحبههاي خود مطرح کرده و مهمتر از آن روشهايي که آن حضرت در طول زندگي خود بدان پايبند بوده و بکار بسته است را بطور واقع بينانه و به دور از هرگونه اغراق و اغلاقي استخراج کنيم و براساس نيازهاي مقاطع مختلف سني و زمينههاي مختلف حيات اجتماعي تبيين و تدوين کنيم.
باز تاکيد ميکنم که اين نکته را نبايد فراموش کنيم که حضرت امام از آن جمله نظريه پردازاني نبودند که تنها به ارائه تئوري بسنده کنند و عمل را به ديگران بسپارند، چه در فقه و چه در مباحث فلسفي و اخلاقي و تربيتي. ما ميبينيم که امام در ميدان عمل، آرمانها و مباني انديشه خويش را قبل از آنکه به ديگران توصيه کند خود بکار بسته است.
حضرت امام تربيت انسان و تهذيب و تزکيه او را فلسفه بعثت انبيا و اساس کار آنها ميدانست. اگر سئوال کنند که مهمترين انگيزه امام از آنهمه درس و بحث و فرياد و قيام چه بود؟ در يک جمله ميتوان گفت: ساختن خود و ديگران.
حضرت امام براي تحقق همين هدف بود که به مبارزهاي طولاني و موفق برخاست و در تمام دوران پر فراز و نشيب آن با بهره گيري از اصول و ارزشهاي متعالي عرفان و فلسفه اسلامي و روشهاي تربيتي مرحله به مرحله انقلاب را پيش برد.
متاسفانه مشکلات پيش آمده در مسير مبارزه امام و دوران حبس و تبعيد طولاني و مشغله ناشي از بدست گرفتن زمام هدايت جامعه در طول دوران پس از انقلاب باعثشد تا ايشان فرصت تدوين منسجم و مجزاي همه نظريات خود را بدست نياورد، هرچند دهها جلد تاليفات امام در فقه و اصول و عرفان و اخلاق و تقريرات دروس مختلف و مباحث فلسفي ايشان موجود است اما بسياري از آراء اجتهادي و فقهي و فلسفي و تربيتي امام در برخوردهاي عملي و نامهها و احکام و سخنان ايشان است که بايد استخراج و تبيين شوند و به همراه آثار تخصصي ايشان ارائه شوند. طبعا در ساير زمينهها مثل مباحث رجالي و علم الحديث و تفسير و مباحث تعليم و تربيت نيز همين وضعيت وجود دارد. حضرت امام در بحث انسان شناسي و فطرت آدمي و پي جويي ايتخلقت انسان و چگونگي نيل به هدفهاي الهي و شيوههاي مبارزه با مفاسد نفساني و رذايل اخلاقي و نحوه کسب فضايل انساني بحثهايي مبسوط دارند که در کتابهاي عرفاني و اخلاقي و مباحث فلسفي و سخنرانيهاي اخلاقي ايشان مضبوط است که بايد افراد صاحب نظر به تحقيق و استخراج اين مباحثبپردازند چنانکه امام در مسائل سياسي و مقوله هايي همچون امنيت، ملي گرايي، احزاب و گروهها و حاکميت و سازمانهاي بين المللي نظريات مشخص و آشکاري داشتهاند که متاسفانه هنوز به صورت مستقل در اين زمينه تحقيق و عرضه نشده استبنابراين انتظاري که از اين گردهمايي و موارد مشابه آن ميرود و آنچه که مهم است کار علمي و دقيق در اين رابطه است.
در پايان سخن با عذرخواهي و تشکر از حضار محترم و از حضرت آية الله جوادي آملي که خود از شاگردان و دست پروردگان مکتب تربيتي و آموزشي امام هستند و هدايتستاد برگزاري کنگره را با همه مشغله درسي و کسالتي که داشتند پذيرفتهاند به سهم خود تقدير ميکنم و همچنين از برگزار کنندگان کنگره و مؤسسه نشر آثار امام و مسئولين دانشگاه تربيت معلم و جهاد دانشگاهي و اساتيد و فضلاي محترم و همه کساني که براي برگزاري اين گردهمايي زحمت کشيدهاند متشکرم.
خداوند انشاءالله همه ما را در پاسداري از آثار و ارزشهاي پديد آمده از قيام امام و پيمودن هدفها و راه او موفق و مؤيد بدارد.
براي حسن ختام، و انشاءالله بهرهوري بيشتر از اين فضاي علمي و معنوي، بار ديگر خود و همه را سفارش ميکنم به اين کريمه شريفه که : "قد افلح من زکيها و قد خاب من دسيها"
والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته
|